خرید بک لینک
ای غریبه

ای پر از آه و پر از درد و پر از بغض فرو خورده

در شب تنهاییت

در سوگ و ماتم

غوطه ور بودی

نه امیدی که با آن آشیان صبح فردا را چراغانی کنی

نه یک باور

که کابوس شب دیرینه ات را

در سحرگاه سپید روشنایی

در طلوع نور زرد زندگی

خاموش و خاکستر کنی.

برچسب: غریبه,غریبه آشنا,غریبه و مه,غریبه بهروز وثوقی,غریبه به انگلیسی,غریبه توی غربت سیاوش,غریبه خوش اومدی 2,غریبه ابی,غریبه توی غربت,غریبه خوش اومدی علی بابا, نویسنده: نگار نظری تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 8:23

دوباره شب

دوباره گیسوان آشفته مهتاب

دوباره هق هق بی صدای چشمان خسته از تکرار

دوباره یک درد جانسوز نهفته در

ایوان تنهایی فردا

چراغ خانه شکسته

در این ظلمت بی سایه

کسی به فکر گل ها نیست

باغبان به خواب ابد رفته.

گلی دیوانه ی چشمان پاییز است

گلی در حسرت باریدن یک جرعه ی باد است

گلی پنهان شده از بیم یک تزویر

گلی دیگر هراسان از هجوم سرد یک تردید.

برچسب: گل های باغچه,گل های باغچه ماهان بهرام خان,گل های باغچه 0111,گل های باغچه ایی,گل های باغچه ای مقاوم,گل های باغچه ای و گلدانی,گل های باغچه ای زمستانی,گل هاي باغچه,گل های باغچه از 0111,گل های باغچه ریمیکس, نویسنده: نگار نظری تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 8:23

یادت هست قرارمان را. در شبی از شبهای سرد زمستانی. در قهوه خانه ای که می خواند نقالش با سوز دل از رستم و پهلوانی هایش. به من گفتی ، گفتنی ها را . و من شنیدم حتی نا گفته ها را . چه غمی داشت ، نگاهت . آن هنگام که نامم را زیر لب صدا کردی . و سکوت ... نگاهم کردی و من هم . چه تلخ بود واژه ی چشمانت . نقال همچنان می خواند : خم آورد پشت دلیر جوان / زمانه بیامد نبودش توان / زدش بر زمین بر به کردار شیر / بدانست کو هم نماند به زیر / ... هوای قهوه خانه گرم بود ، اما نه به گرمی دستان تو . آن هنگام که دستم را گرفتی . و من هراسان از تپش های قلبم که چه بی پروا راز دل را فریاد می زد و نفس هایم

برچسب: آخرین دیدار,آخرین دیدار کامران تفتی,آخرین دیدار عشق,آخرین دیدار کامران عطا,آخرین دیدار نیما علامه,آخرین دیدار با عباس کیارستمی,آخرین دیدار با کیارستمی,آخرین دیدار حضرت آقا,آخرین دیدار, با دانشجویان, نویسنده: نگار نظری تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 8:22

من تو را می خوانم

با آوای سکوت

چه غریب است صدا

در شعر فریاد من

چه محجوبند کلمات تو و من

در دهکده ی جملات بی کسی

چه مظلوم است قافیه سرودن

بنگر ببین واژه ها چه بی حیا شده اند!

تن به قصه ای داده اند

که تلخ فرجام است

پاییز میمیرد

فصل رقص برگ و باد

برچسب: تو را می خوانم,تو را میخوانم ای دوست,تو را می خوانم در نماز,خدایا تو را میخوانم,معنی شعر تو را میخوانم,معنی درس تو را میخوانم,من تو را می خوانم,شعر تو را می خوانم,معنی تو را می خوانم,دانلود آهنگ تو را می خوانم, نویسنده: نگار نظری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 7:28

صفحه بندی